آیا تامین جهیزیه بر عهده زن است؟

ابوالفضل فراتي - امير فراتي :

مسلما برای شروع یک زندگی جدید اسباب و لوازمی را باید تهیه کرد که ضروری بودن و کارایی بیشتر، شرط منطقی و عقلانی در انتخاب آن وسایل است. همچنین گفتنی است که منطقا و قانونا نیز مسئولیت تهیه آن وسایل باید بر عهده همان افرادی باشد که از آن نفع می‌برند که در اینجا همان عروس و داماد هستند. اما بدان جهت که در شریعت مقدس اسلام مسئولیت اقتصادی خانواده و مدیریت نهایی آن با مرد است، شرعا زنان از قبول مسئولیت تامین جهیزیه معاف هستند.

«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ ...»(سوره نساء: آیه 34)؛ مردان بر زنان قیمومت و سرپرستى دارند، به خاطر این كه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده، و به خاطر این كه مردان از مال خود نفقه زنان و مهریه آنان را مى‏دهند...(ترجمه المیزان)

جهیزیه نیز از آن جهت که لوازم زندگی زوجین هست، تهیه آن بر عهده سرپرست خانواده خواهد بود لذا هیچ ارتباطی به عروس و خانواده‌اش نداشته و جز فشار عرف دلیل دیگری برای اجرای این رسم وجود ندارد.

نیز در روایت است که: وَ قَالَ رسول الله: كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ ... وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ والمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُم... و فرمود: آگاه باشید: كه همه شماها بسان چوپان هستید، كه بر حفظ گوسفندان موظّف گشته، و هر مردى نگهبان خانواده خویش است، و درباره آنان مسئول است، و زن هم نسبت به اهل خانه و فرزندانش، مسئول است و در باره آنها مورد بازخواست قرار مى‏گیرد.

بنابر این روایت، مسئولیت کلی خانواده با مرد بوده و بعد از مرد، زن در قبال اهل بیت و فرزندان مسئولیت دارد.

اما از آنجا که مراسم عرفی، داماد را نیز در فشار گذاشته و هزینه‌های تشریفاتی و اضافی بر ذمه او، بار کرده است، دیگر نمی توان یک طرفه به قاضی رفت. بسیاری از همین هزینه‌های اضافی را خود خانواده دختر بر پسر و خانواده‌اش تحمیل می‌کنند. هزینه خرید طلا، مراسم سنگین عروسی، مخارج سفر ماه عسل و بعضا خرید کادوهای مناسبتی و عیدی حتی برای اطرافیان و ... از این جمله‌اند که معمولا هم هیچ ارتباطی با شروع زندگی نداشته و تاثیر مثبتی هم در روابط زوجین ندارند؛ بلکه بخاطر مسائل جانبی زیادی که در پی دارند عوارض زیادی هم بدنبال دارند.

ادامه نوشته

روز ورزش و تربيت بدني

ابوالفضل فراتي :

شما هم مثل ما فكر نمي‌كرديد براي ورزش و تربيت بدني يك روز مشخص در تقويم وجود دارد. حالا هم شما و هم ما مي‌دانيم كه اين روز در تقويم ثبت شده است.
 اگر بخواهيم درباره مزاياي ورزش كردن صحبت كنيم، تكراري‌ترين حرف‌هاي ممكن را خواهيد خواند، اين به آن معني است كه تقريبا اغلب نسل سومي‌ها با ورزش كردن نا آشنا نيستند. حالا بماند كه چرا با اين وجود، برخي‌ها تنبلي مي‌كنند و اهميتي به ورزش كردن نمي‌دهند، اما گاهي مي‌توان در كمترين فرصت ممكن و حتي در حين كار با چند حركت معمولي نتيجه ورزش كردن را مشاهده كرد. حالا اگر به صورت نمادين هم كه شده در اين روز تصميم بگيريد (هر چقدر هم كم) كمي ورزش كنيد تا حداقل نامگذاري 26 مهرماه به نام روز ورزش كار عبث و بيهوده‌اي نباشد.
 
منبع :http://www.jamejamonline.ir
 

کراماتی از حضرت معصومه (س)

ابوالفضل فراتی -امیر فراتی :

نسيم رحمت

خواهر پروين محمدى اهل باختران در سال سوم دبيرستان مبتلا به تشنج اعصاب شد و پس از بى اثر بودن معالجات مكرر و نااميدى از همه جا، همراه خانواده به اميد گرفتن شفا از امام رضا (ع) عازم مشهد مقدس مى شود.

مادر ايشان اين كرامت را اين گونه بيان مى كند:

وقتى به قم رسيديم، با خود گفتيم خوب است اول به زيارت خواهر امام رضا (ع) برويم، اگر جواب نداد به مشهد مى رويم ; ساعت دو بعد از نيمه شب بود كه به قم رسيديم ; ساعت نه صبح به حرم مشرف شديم و دخترم را كه به سختى خوابش مى برد و در اثر تشنج اعصاب دچار مشكلاتى مى شد، با حال توجه و توسل به حضرت معصومه(س)، به نزديك ضريح بردم و به راحتى خوابيد.

پس از مدتى كه نماز ظهر و عصر گذشت، بوى عطر عجيبى حرم را گرفت و ديدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش كشيده شد و رنگ او بر افروخته گرديد و گوشه چادر او كه به ضريح بسته بودم باز شد; در همين حال دخترم از خواب بيدار شد و گفت : مادر كجاييم؟ گفتم: حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها). گفت: مادر گرسنه ام! من كه ماه ها بود حسرت شنيدن اين كلمه را از او داشتم , به او گفتم : برويم بيرون حرم ; با هم داخل صحن شديم. از او پرسيدم: احساس ناراحتى نمى كنى؟ گفت: نه، الحمدالله خوب هستم. من احساس كردم كه حالت او طبيعى شده، فهميدم كه از حضرت معصومه شفا گرفته است.(اين كرامت در روز پنجشنبه 2/4/73 به وقوع پيوسته است. )

ادامه نوشته

نگاهی کوتاه به زندگی حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

ابوالفضل فراتی و برادران :

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (سلام الله علیها) است. آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (سلام الله علیها) با حضرت رضا (علیه السلام) از یك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجری قمری در مدینه منوره واقع شده است. دیری نپایید كه در همان سنین كودكی مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامی خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجری قمری در پی اصرار و تهدید مأمون عباسی سفر تبعید گونه حضرت رضا (علیه السلام) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسی از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهی خراسان شدند.

یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (سلام الله علیها) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده ای از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلی مورد استقبال مردم واقع می شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(سلام الله علیها) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان می رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (علیهم السلام) را با حكومت حیله گر بنی عباس اظهار می كرد.

ادامه نوشته

ضرب المثل

ابوالفضل فراتی وبرادران :

 

1- كسي كه حرف ميزند ميكارد و آن كه گوش ميدهد درو مي كند.« آرژانتيني »

2- كار ريشه هاي تلخ و ميوه شيرين دارد.« آلماني »

3- كسي كه به خاطر عشق زندگي مي كند بايد در اندوه به سر ببرد.«اسپانيولي»

4- كسي كه فقط به كمك ديگران چشم ميبندد گول مي خورد.«فرانسوي»

5- كودك بمان تا بچه هايت هميشه دوستت داشته باشند.«هلندي»

6- همه كساني كه به تو مي خندند دوست تو نيستند.«آلماني»

7- كسي كه از مرگ ميترسد از زندگي لذت نتواند برد«اسپانيولي»

8- كاغذ بردبار است.«دانماركي»

9- كاري كه گرگ به زور مي كند روباه به حيله از پيش مي برد.«انگليسي»

10- كلمات حباب آبند و اعمال قطره طلا.«شرقي»

11- كسي كه به جلوي ريش نگاه نمي كند عقب مي ماند.«اسپانيولي»

12- كسي كه خوب فكر مي كند نياز نيست زياد فكر كند .«آلماني»

13- تملق مثل سايه است :هم انسان را بزرگ ميكند هم كوچك.«دانماركي»

14- تملق سم شيريني است.«آلماني»

ادامه نوشته

تاثير تلفن همراه بر رفتارهاي اجتماعي

ابوالفضل فراتی :

فراگیر شدن استفاده از فناوری این روزها تبعات مثبت و منفی بسیاری در زندگی کاربرانش ایجاد کرده است. تبعاتی که نکات منفی‌اش این روزها بیشتر از مثبت‌اش دیده شده و مورد نقد و بررسی جامعه شناسان، روانشناسان و در مقیاسی وسیع‌تر قانون گذاران قرار مي‌گیرد.

جدا از بحث کامپیوتر و اینترنت که زمانی در کانون توجه کارشناسان قرار داشت، اما این روزها افزایش تعداد کاربران تلفن همراه در جهان باعث چرخش نگاه‌ها روی این فناوری شده است.

زمانی تلفن همراه تنها یک وسیله برای حرف زدن بود. البته نه زمانی آن‌چنان دور که برای به‌خاطر آوردنش نیاز به نقل مثال‌ها و داستان‌های بی‌شماری باشد. تا همین دوازده سال پیش در کشور ما از این وسیله تنها برای مکالمات استفاده مي‌شد و به دلیل هزینه‌های بالایی که در تهیه این وسیله ارتباطی در آن زمان حاکم بود از این کالا به عنوان یک کالای لوکس یا حتی سرمایه ای نام برده مي‌شد. اما به تدریج و با توسعه شبکه‌های ارتباطی قیمت‌های دسترسی و استفاده از این فناوری شکسته شد و با آمدن اپراتورهای جدیدتر، فراگیری این کالای ارتباطی بیشتر شد. به شکلی که هم اکنون و بر اساس آمارهایی که اعلام مي‌شود ایران دارای 53 تا 55 میلیون کاربر تلفن همراه است. فناوري تلفن همراه با افزایش کارکردهایش از تنها کاربرد آن که تماس تلفنی بود خارج شد و به یک وسیله چند رسانه‌اي تبدیل شده است.

انتقال اطلاعات از طریق متن، صدا و تصویر هر چند یک مزیت رقابتی براي سازندگان گوشی‌ها وکسب بازار رقابت دربرداشته، اما از سوی دیگر و به گفته جامعه شناسان، باعث بر هم زدن روابط سالم افراد یا ایجاد فاصله بین نسل‌ها و افراد خانواده نیز شده است. هر چند که به نظر مي‌رسد نقد و بررسی عملکرد این جامعه ارتباطی نیازمند آمارهای دقیق و تحقیقات میدانی منسجم و منظم باشد، اما دنیای اقتصاد برای یک بررسی ساده اقدام به تهیه نظرسنجی در یک جامعه آماری صدوپنجاه نفری کرده است که بخشی از نتایج آن در ذیل مي‌آید.

ادامه نوشته

فساد اداري

ابوالفضل فراتي -امير فراتي :

خداوند مهربان هيچ انساني را مجرم، آلوده به گناه و يا متخلف خلقت نفرموده است. آنچه باعث فساد مي‌شود وضعيت نامتعادل اقتصادي- اجتماعي است
روشن است كه وقتي در جامعه تأمين اجتماعي واميد به برخورداري از آينده مطمئن براي آحاد جامعه وجود نداشته باشد، به عنوان يك واكنش در برابر فقدان آتية روشن، روشهاي خود تأميني بروز مي‌كند و آنچه در اين ميان پايمال مي‌شود حقوق جامعه و اعضاي آن است. يك موضوع مرتبط با همين بحث عدم تعادل بين دستمزد و هزينه‌هاي زندگي است كه برخي افراد را وادار به انجام اموري خارج از شأن انسان مي‌كند. به اين ترتيب اگر به فساد اداري به عنوان يك مسأله اجتماعي و معلول بنگريم، سير حركت و چگونگي مبارزه با آن يعني شناخت و از بين بردن عوامل زمينه‌ساز اين پديده ويرانگر اجتماع معلوم مي‌گردد

از جمله عوامل مهم در حفظ سلامت فرد و جامعه وجود انضباط اجتماعي است. انضباط اجتماعي عاملي كارا در جهت اصلاح اجتماعي و سلامت رفتاري آحاد جامعه مي‌باشد. چنانچه مسأله‌اي پيش آيد و اين انتظام اجتماعي را بر هم زند زمينة فساد در آن جامعه فراهم مي‌گردد و در صورتي كه براي اصلاح و پيشگيري از آن اقدامي نشود همة بخش‌هاي جامعه از جمله سيستم اداري را فرا مي‌گيرد كه مي‌تواند تماميت سيستم حكومتي و حيات جامعه را دچار مخاطره سازد.

در مطلب حاضر با هدف تسهيل بررسي عوامل تشكيل دهندة سيستم اداري و اجزاي آن به شرح ذيل تفكيك شده‌اند:

الف) تشكيلات سازماني

ب) عوامل انساني‌ سازمان

ج) ارباب رجوع يا مراجعان اداره

قبل از توصيف اين اجزاء لازم است گفته شود تفكيك اين اجزاء صرفاً به منظور تسهيل بررسي است و گرنه در عمل شايد نتوان خطي آشكار بين عوامل كشيد مثلاً هر فرد در سيستم اداري ضمن اينكه مي‌تواند كارمند يك سازمان باشد، در عين حال مراجع اداره يا ادارات ديگر بوده و حتي تشكيلات سازمان به عنوان شخصيت حقوقي مراجع و نيازمند دستيابي به خدمات ادارات و سازمانهاي ديگر است.

ادامه نوشته

سالمندی نه درد است ، نه بیماری

ابوالفضل فراتی -امیر فراتی  :

به بهانه سالروز سالمندان

گفتگو با دکتر فریبا تیموری، رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران

آخرین آمارها نشان می‌دهند، در ایران 7تا7/5 درصد جمعیت را سالمندان تشکیل می‌دهند و در بعضی استان‌های کشورمان نیز جمعیت سالمندان به 9 درصد کل جمعیت آن استان می‌رسد.

سالمندی بخشی از زندگی است که بسیاری از ما در حال سپری کردن آن هستیم یا آن‌را در آینده خواهیم گذراند. سالمندی مساوی با بیماری یا درد نیست و می‌توان از جوانی و میانسالی برای دوره سالمندی سالم، برنامه‌ریزی کرد. دکتر فریبا تیموری دیدگاه جدید و روشنی نسبت به سالمندی دارد. با او در خصوص همین دیدگاه و دیگر مسائل مربوط به سالمندی به گفتگو نشسته‌ایم.

‌خانم دکتر، به چه کسانی سالمندمی‌گویند؟

مرز سالمندی 65 سالگی است اما در ایران کسی که بالای 60 سال باشد، سالمند محسوب می‌شود.


آیا کشور ما، کشور سالمندی به شمار ‌می‌آید؟

آخرین آمارها نشان می‌دهند، در ایران 7تا7/5 درصد جمعیت را سالمندان تشکیل می‌دهند. در بعضی استان‌های کشورمان جمعیت سالمندان به 9 درصد کل جمعیت آن استان نیز می‌رسد. بر اساس تعریف سازمان ملل متحد، کشوری که بیش از 7 درصد کل جمعیتش سالمند باشند، کشور سالمندی به حساب می‌آید. بنابراین زنگ خطر برای ایران زده شده است. در 5 تا10 سال آینده ، جمعیت سالمند کشور افزایش می‌یابد و مسئله مهم ما، مسئله سالمندی خواهد بود، که البته دفتر سلامت سالمندان وزارت بهداشت در این زمینه فعالیت‌هایی را آغاز کرده است.


این جمعیت سالمند چه نیازهایی دارند؟

نیازهای سالمندان را در ایران و تمام جهان می‌توان به 3 گروه اصلی تقسیم کرد.

گروه اول نیازهای بهداشتی - درمانی هستند که شامل مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی از سالمندان است. گروه دوم نیازهای اجتماعی - اقتصادی مانند بیمه و حقوق بازنشستگی است که عدم توجه به آنها آرامش روحی، روانی و اجتماعی سالمند را مختل خواهد کرد و گروه سوم نیازهای روانی است.

سالمندان بیشتر با چه بیماری‌هایی دست به گریبانند؟

بیماری‌های قلبی -عروقی در بیشتر کشورهای جهان، مقام اول را دارند و پس از آن سالمندان بیشتر با انواع سرطان‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند. در برخی از کشورها نیز ناتوانی‌های ناشی از حوادثی مانند زمین خوردن درمقام دوم پس از بیماری‌های قلبی - عروقی قرار می‌گیرند.


ادامه نوشته

داستان درویش یک دست

ابوالفضل فراتي :

درویشی در کوهساری به دور از خلق می زیست. در آن کوهسار ، درختانِ سیب ، گلابی و انار فراوان یافت می شد و او از آن تغذیه می کرد و در هم آنجا نیز به مراقبه و ذکر و فکر مشغول بود .

 روزی آن درویش با خدای خود عهد کرد که هرگز میوه ای از درخت نچیند و تنها به میوه هایی بسنده کند که باد از شاخساران بر زمین می ریزد. مدتی بر این منوال گذشت و درویش بر عهد و پیمان خویش باقی ماند و فقط از میوه های روی زمین استفاده می کرد . پس از مدتی که گذشت ، قضای الهی ، امتحانی برای او رقم زد . از آن پس دیگر هیچ میوه ای از شاخه ها بر زمین نمی ریخت و درویش نیز در گرسنگی و ناتوانی ماند . این وضع ، تا پنج روز بطول انجامید و درویش توانست پنج روز را بدون خوردن میوه ای تحمل کند ، ولی بالاخره عنان اختیار و ضبطِ نَفس از کفِ درویش خارج شد و رشته پیمان خود را گسست و دست به چیدن گلابی زد . ( نکته ای که لازم است اینجا تذکر بدهم این است که خداوند در امتحانها و آزمایشهایی که در پیش پای ما قرار می دهد به اندازه توان و طاقت ما است و خدا هیچگاه بیشتر از آنچه که می داند ما می توانیم تحمل کنیم بر دوش ما نمی گذارد . گاهی ما از ظرفیت خودمان خبر نداریم و خودمان را دست کم می گیریم و زودتر از موعد مقرر، در آن آزمایش رد می شویم. که البته اگر مقداری خوددارتر بودیم و امتحان را پشت سر می گذاشتیم درجه ای بر ظرفیت ما اضافه می گردید و دریچه ای از نور برای ما باز می شد.)

 طولی نکشید که حق تعالی ، او را به سزای این شکستن پیمان و عهد ، کیفر و سیاستی سخت کرد . ماجرا از این قرار بود که روزی در همان کوهساری که درویش خلوت کرده بود، بیش از بیست دزد آمده بودند و اموال مسروقه را میان خود تقسیم می کردند. در این اثنا یکی از جاسوسان حکومتی از این قضیه مطلع می شود و داروغه را خبر می کند و بلافاصله ماموران حکومتی بدانجا می ریزند و همه دزدان را دستگیر می کنند و اتفاقا آن درویش را نیز جزو دزدان محسوب می دارند .

 

هنگامی که دزدان و درویش را به شهر، پیش قاضی آوردند قاضی حکم کرد که در میدان اصلی شهر ، یک دست و یک پای محکومان بریده شود. هنگامی که موقع اجرا حکم می شود ابتدا یک دست و یک پای بیست دزد واقعی را قطع می کنند و سپس نوبت درویش می شود . ابتدا دست درویش را قطع می کنند و همینکه می خواهند پای او را نیز قطع کنند درویش رو به آسمان کرد و گفت: بار الها و سرورا، دستم گناه کرده بود ، پای را چه جرمی است؟

 

ادامه نوشته