ابوالفضل فراتی -امیرفراتی :

زينب كبري در صحنه تدبير و درايت و علم و فراست چنان برجسته بود كه به عقيله بني هاشم شهرت يافت و استواري اراده و تدبيرش در نزد بزرگان اهل بيت مورد ستايش قرار گرفت.

سالهاي برداشت كشت بذر هجرت و جهاد رسيده بود و مكه كه تا آن زمان به عنوان عمده ترين كانون حكومت كفر و شرك در جزيرَ العرب شناخته مي شد در پي نصرت جبهه حق و حق مداران آغوش خويش را به روي مسلمانان گشود و فصل سبز رويش اسلام را در جان جهان آن روز به نمايش گذارد... در بامداد اين بهار، و در گلستان سبز نبوي كه آسمانش آبي عشق علوي را به خود ديده بود، نسيمي از كرانه درياي معرفت برآمد، تا كه در نبود آفتاب ولايت طوفان به پا كند.

اين نسيم برآمده از آفتاب زينب(س) بود كه با نشستن بر گلبرگ پاك احمدي رايحه نبوت و امامت گرفت و خود چونان آفتابي شد تا خورشيد حقيقت پشت ابر زمانه نماند. باري «زينب»(س) متولد شد.

چهار ساله بود كه در يازدهم هجري، پيامبر(ص) رحل سفر به ملكوت بربست و او از آن پس شاهد بحران سياسي و مظلوميت پدر گشته و پس از گذشت زماني بس اندك به استقبال رنج و شهادت مادر مي رود. او بزرگ بانويي است كه اوصاف پدر، مادر و برادران معصومش در آينه وجود او تجلي داشت و وسعت ظرفيت وجوديش چنان بود كه توانست از بوستان معرفت، بزرگترين قهرمانان اهل بيت عصمت و طهارت نهايت بهره معنوي را نصيب خويش كند.

زينب كبري در صحنه تدبير و درايت و علم و فراست نيز چنان برجسته بود كه به عقيله بني هاشم شهرت يافت و استواري اراده و تدبيرش در نزد بزرگان اهل بيت مورد ستايش قرار گرفت. با گذر از دوره بيست و پنج ساله درد، اندوه و سكوت امام علي(ع) و رجعت امت و در حالي كه هنوز شيريني اقبال و استقبال مردم را در آن بيعت عمومي بخشيده بود، زينب(س) دگر بار به تماشاي غوغاسالاري، بحران آفريني و كارشكني احزاب و گروهك هاي نابخرد و قدرتمدار كينه توزي مي نشيند كه روغن چراغ خردشان سوخته و نيروي درك و شعورشان ريخته و توانايي تحرك و پويايي همراه با زمان را از دست داده و سوداي بدويت پيشين را در دل دارند. چهار سال و اندي بدين گونه سپري مي شود و در حالي كه 35 بهار از عمر زينب(س) گذشت، رمضان سال 40 شاهد شهادت پدر مي شود.