درباره وصـيت نامه داریوش هخامنش چه میدانید؟
*هـــــــرگز دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي نگمار و برای آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است ، چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعايت دوست بنمايي.
*کــــــانالي که من مي خواستم بين شط نيل و دريای سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن کانال را باتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند.
*اکنــــون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ايران ، نظم و امنيت برقرار کنند. ولي فرصت نکردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني. با يک ارتش نيرومند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند.
*توصيـــــــه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و برای اينکه عمال ديوان به مردم مسلط نشوند ، برای ماليات ، قانوني وضع کردم که تماس عمال ديوان را با مردم خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت.
*افســـــــــران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن. اگر با آنها بد رفتاری کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. امّا در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد. ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روی دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست تو را فراهم نمايند.
*امــــــــر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زيادتر شود ، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت کني. همواره حامي کيش يزدان پرستي باش. امّا هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروی نمايد و پيوسته بخاطر داشته باش که هر کس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروی نمايد.
*بعــــــد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفني را که خود فراهم کرده ام بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار. امّا قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که مي تواني وارد قبر بشوی و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، من که پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج کشور سلطنت مي کردم مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد. خواه پادشاه بيست و پنج کشور باشد يا يک خارکن و هيچ کس در اين جهان باقي نمي ماند. اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببيني ، غرور و خودخواهي بر تو غلبه خواهد کرد امّا وقتي مرگ خود را نزديک ديدی ، بگو که قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگهدارد تا اينکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببيند.
*زنــــــهار ، زنهار. هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو ، اگر از کسي ادعايي داری موافقت کن ، يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و رای صادر نمايد. زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد.
*هــــــرگز از آباد کردن دست بر ندار. زيرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اوّل اهميت قرار بده .
*عفـــــو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولي عفو فقط موقعي بايد بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگری خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ، ظلم کرده ای زيرا حق ديگری را پايمال نموده ای.
*کــــــانالي که من مي خواستم بين شط نيل و دريای سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن کانال را باتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند.
*اکنــــون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ايران ، نظم و امنيت برقرار کنند. ولي فرصت نکردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني. با يک ارتش نيرومند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند.
*توصيـــــــه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و برای اينکه عمال ديوان به مردم مسلط نشوند ، برای ماليات ، قانوني وضع کردم که تماس عمال ديوان را با مردم خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت.
*افســـــــــران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن. اگر با آنها بد رفتاری کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. امّا در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد. ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روی دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست تو را فراهم نمايند.
*امــــــــر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زيادتر شود ، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت کني. همواره حامي کيش يزدان پرستي باش. امّا هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروی نمايد و پيوسته بخاطر داشته باش که هر کس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروی نمايد.
*بعــــــد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفني را که خود فراهم کرده ام بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار. امّا قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که مي تواني وارد قبر بشوی و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، من که پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج کشور سلطنت مي کردم مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد. خواه پادشاه بيست و پنج کشور باشد يا يک خارکن و هيچ کس در اين جهان باقي نمي ماند. اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببيني ، غرور و خودخواهي بر تو غلبه خواهد کرد امّا وقتي مرگ خود را نزديک ديدی ، بگو که قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگهدارد تا اينکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببيند.
*زنــــــهار ، زنهار. هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو ، اگر از کسي ادعايي داری موافقت کن ، يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و رای صادر نمايد. زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد.
*هــــــرگز از آباد کردن دست بر ندار. زيرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اوّل اهميت قرار بده .
*عفـــــو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولي عفو فقط موقعي بايد بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگری خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ، ظلم کرده ای زيرا حق ديگری را پايمال نموده ای.
منبع :http://razavi1371.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 14:48 توسط ابوالفضل فراتی
|
ابوالفضل فراتي - فقط با يك ايميل به نشاني abforati62@gmail.com پاسخ سئوالات خود را ازما بگيريد .