عصبانیت مختار از کسانی بود که به اسم دفاع از ولایت و حاکم شیعه، جلوتر از او حرکت کردند و دست به شمشیر بردند.چه انانکه با شمشیر خود خون ریختند و چه انانکه زبان به تندی گشودند و خارج از اخلاق و شرع فحاشی کردند.

ابرو درهم کشیدن  مختار به سادگی کسانی بود که ساده لوحی آنها حادثه ساز بود و دو آتشی آنان عدالت را به چالش و انصاف را چون مال بی صاحب به حراج می گذاشت.

شکایت مختار از انانی بود که به اسم مبارزه با فتنه یزیدیان، رفتار خلاف شرع و فرا تر از قانون داشتند و حاضر نشدند در مقابل قضاوت حکومت اسلامی کرنش از خود نشان دهند.

مختار در مقابل کسانی که سابقه شان را به رخ اومی کشند و لغز جنگ و مبارزه می خوانند، تاکید می کند که اینان یکی از زخم های مرا در فلان جنگ با شیاطین هم برنداشتند که امروز کاسه داغتر از آش شده اند و خودسرانه علم غیرت و خونخواهی برداشتند.

قیام مختار برای انتقام از فتنه گران یزیدی کربلا بود، اما او قیامش را به اذن امام همامی آغاز کرده بود که ذره ای بی عدالتی و بی انصافی حتی در مقابل دشمن و کافر محارب را نمی پسندید.

از اینرو قدم اول رعایت قانون بود. مقدم بر هرچیز برپائی دستگاه قضا و انشاء ارای قضائی مطابق با احکام الهی و علوی بود. مجازات مخالفان و سابقه داران و بیعت شکنان  نیز بایستی با حجیت شرعی و قانونی همراه باشد.

برپائی دستگاه قضائی ولو با قضاوت قاضی معلوم الحالی چون شریح قاضی باشد، اولی و برتر از بی قانونی و برخوردهای افراطی و سلیقه ای است. از اینرو تاکید می کند با کنار گذاشتن قانون سنگ روی سنگ بند نمی شود و تا زمان انتخاب قاضی عادل به قضاوت ناقص شریح قاضی بسنده می کند.

قانون گرائی و ولایت پذیری درس اموختنی مختارنامه به افراطیون است. آنانکه به سادگی برای افراد حکم صادر می کنند و به مخالف خود فحش و ناسزا می دهند و برای این افراط و خودسری تئوری می نویسند واستدلال می کنند و اعمال خود را انجام وظیفه شرعی می دانند.

زیبائی و ظرافت عبرت آموز مختارنامه رویاروئی کسانی است که با ادعای رفع فتنه و سابقه رزمندگی و جهاد، مقابل فرماندهی قرار دارند که رستم صولتی او در جنگ هاو ضرب شست غیورانه اش در میدان مثال زدنی و بصیرت مدبرانه و زیرکانه وی دشمن را به استیصال و ذلت کشانده بود .

البته کسانی که در مقابل مختار منتسب به خودرائی و تندروی بودند چند دسته می شدند.یک دسته انانکه با شعارهای افراطی تلاش داشتند کم کاری و جهالت و اشتباهات گذشته خود را جبران کنند."شغال مستی کردن" های آنان برای سرپوش نهادن بر نقاط ضعف گذشته و حالشان بود.

گروه دوم کسانی بودند که به رغم خلوص نیت و پاکی و سابقه روشن رزمندگی، در تحلیل شرایط روز و پیش بینی آنچه در ادامه اتفاق می افتد دچار خطا و اشتباه شده بودند. این گروه البته 2 دسته بودند.دسته اول کسانی که به رغم نظر متفاوتی که با مختار داشتند "آب دهان خوردند" و سکوت پیشه کردند و چشم به دهان مختار داشتند. دسته دوم کسانی بودند که نه تنها با قانون گرائی مختار مخالف بودند و بلکه از وی نیز عبور کردند وکار برخی شان به خط و نشان و عرض اندام کشید.

گروه سوم هم کسانی بودند که اساسا در جبهه یاران مختار به نفاق رخنه کرده بودند و به تعبیری در سپاه مختار نفوذ کردند و برای لیچار بافتن و معرکه راه انداخن ماموریت داشتند و کیسه زر می گرفتند.

رفتار مختار آموختنی بود. برای آنانکه به اسم ولایت قانون را زیر پا می گذارند، برای انانکه به اسم مقابله با فتنه، شرع و اخلاق را هم نادیده می گیرند، برای آنانکه قدرت خود را در دشمن تراشی و تعدد مخالفین می دانند، برای آنانکه تلاش می کنند با سوء استفاده از اخلاص ونیت پاک مردم و جوانان متدین و مذهبی شعار های مرگ بر فلانی  وفلانی هر روز بیشتر شود و برای این کار هزینه ها می کنند وبرنامه ریزی های شبانه دارند وعملیات های روزانه می کنند،
 این درس تاریخی برای روزگار ما است.

چه خوش گفت رهبر هوشمند و فرزانه انقلاب که جوانان متدین مراقب باشند به اسم انجام وظیفه کار خلاف شرع و قانون نکنند که ممکن است جریان های نفوذی نیز خود را داخل این اجتماعات وارد کنند.

امروز نیز هستند کسانی که حتی یک روز سابقه مقابله با فتنه و حتی اعلام برائت از فتنه گری را در کارنامه و مکتب انحرافی خود نداشته  و اما برای فتنه گر کردن افراد چه بذل ها نمی کنند و چه صله ها که نمی دهند و سفره ها که نمی اندازند و دهان و حنجره پاره نمی کنند و عربده ها که نمی کشند. اینان همان ها هستند که برای قدرت کیسه دوختند  و نشانه فتنه گری بر پیشانی دارند. ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید.

منبع :http://www.tabnak.ir